مفروش

ای ساقی میخانه، می را به درم مفروش

این آب حیات ما، بر درهم کم مفروش

تو پیر خراباتی، بر غیر چه می سازی

میخانه حریم توست، ای پیر حرم مفروش

ای خواجه سودایی، مشغول چه کالایی

عیشت غم دنیا نیست، این عیش به غم مفروش

و از دولت دنیایی هیچت نرسد سودی

این دولت عقبا را بر دولت دم مفروش

ای یار که سرمستی از صحبت این یاران

هم صحبتی یاران بر زلف صنم مفروش

شاهد به چه اندیشی، برگوی تو کیشت را

این شاعر مجنون را بر کیش قسم مفروش

جز عشق گناهش نیست این بنده تو شاها

این بنده مسکین را، شاها به کرم مفروش

ما بر تو که دل بستیم، آسوده و سرمستیم

آسودگی ما را بر درد و الم مفروش

مصطفی – 1388/5/29

2 دیدگاه دربارهٔ «مفروش»

    1. سلام آقای اکبری
      از وقتی که گذاشتید و به اینجا سر زدید بسیار سپاسگزارم. در ضمن از کمکهای بیدریغ شما در راه اندازی این سایت هم ممنونم. امیدوارم در زندگی همیشه سلامت و موفق باشید.
      م.نقی پورفر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *